بسماللهالرّحمنالرّحیم
شکر سلامتی، حمد بیماری
در بحث محرّم امسال به خلاصۀ جلسۀ 32 (7 صفر 1448) با عنوان «شکر سلامتی، حمد بیماری» میرسیم.
دیروز وارد دعای پانزدهم صحیفۀ سجادیه شدیم. این دعا کیفیت شکر و حمد الهی را در دو جلوۀ قبض و بسط الهی در بیماری و سلامتی بیان میکند.
فراز دوم: «فَمَا أَدْرِي، يَا إِلَهِي أَيُّ الْحَالَيْنِ أَحَقُّ بِالشُّكْرِ لَكَ وَ أَيُّ الْوَقْتَيْنِ أَوْلَى بِالْحَمْدِ لَكَ»
اى خداوند، ندانم كدام يك از اين دو حالت سزاوارتر به سپاسگزارى توست و كدام يك از اين دو وقت به ستایش تو اولى است.
در توضیح دعا، رسیدیم به فراز سوم که امام سجاد(علیهالسلام) عرضه میدارد:
فراز سوم: «أَ وَقْتُ الصِّحَّةِ الَّتِي هَنَّأْتَنِي فِيهَا طَيِّبَاتِ رِزْقِكَ وَ نَشَّطْتَنِي بِهَا لاِبْتِغَاءِ مَرْضَاتِكَ وَ فَضْلِكَ وَ قَوَّيْتَنِي مَعَهَا عَلَى مَا وَفَّقْتَنِي لَهُ مِنْ طَاعَتِكَ»
آيا آن روزگاران تندرستى كه مرا از نعم پاكيزه و گواراى خود روزى من ساختى و به طلب خشنودى و فضل خويش به تلاش وامىداشتى و براى فرمانبردارى خود توفيق مىدادى و نيرو مىبخشيدى.
در این فراز سه اتفاق را که در سلامتی (جلوۀ جمال الهی) رخ میدهد بیان میشود. این سه اتفاق در واقع سه لایه از جذبۀ حضرت حقتعالی است:
1. «هَنَّأْتَنِي»؛ از ریشۀ «هنیء» است به معنی خیلی گوارا و لذیذ. سلامتی نعمت بیدردسری است که بدون اینکه انسان کاری انجام داده باشد، خدا به او میدهد.
2. «نَشَّطْتَنِي» از ریشۀ «نشاط» به معنی شادابی و میل به رضا که سطح انگیزۀ انسان را بالا میبرد.
3. «قَوَّيْتَنِي» از «قوت» به معنی نیرو است.
سلامتی شوق و جذبه ایجاد میکند. جذبه که میآید انسان برای معشوق خود هرکاری که رضای او را به دنبال دارد، انجام میدهد. این یک حرکت وجودی است که در درون اتفاق میافتد. اتفاق بعدی در بیرون میافتد که انسان را برای انجام تکالیف و وظایف شرعی حرکت میدهد، به گونهای که بهزودی خسته نمیشود. در این جلوۀ الهی انسان چنان در جذبه قرار میگیرد که بدون اینکه خود را و زمان و مکان خود را ببیند، فقط برای رضای محبوب تلاش میکند.
مرحوم صدرا معتقد است هر نعمتی که به انسان داده میشود درجهای از وجود است که به او داده میشود تا قوهای از او به فعلیت برسد.
سلامتی (جلوههای جمال الهی) چنان شیرین است که انسان دوست دارد سالیان سال در این حال بماند. اما معمولاً خدا بندگان خود را برای همیشه در این میدان جمال نگه نمیدارد.
نظر علامه طباطبایی دراینباره این است که در حالت جمال (اینجا سلامتی) ارادۀ انسان چنان با عالم غیب هماهنگ میشود، گویا اصلاً در عالم ماده نیست.
علامه جعفری اشاره میکند به اینکه خداوند به حیوان هم سلامتی داده اما چون حیوان در بهره بردن از سلامتی جهت و هدف خاصی ندارد، از آن لذت نمیبرد.
ماندن در جلوات مختلف جمال (مثلاً سلامتی) آفات زیادی دارد. یک آفت عادی شدن جمال است. نباید نعمت برای انسان تبدیل به عادت شود. آفت دیگر این است که انسان در تنزیه بدون تشبیه میماند و فرصت رشد را از دست میدهد.
همانطور که دیدیم در فراز دومِ دعا، امام سجاد(علیهالسلام) سؤال میکند که خدایا نمیدانم كدام يک از اين دو حالت (سلامتی و بیماری) سزاوارتر به حمد توست و كدام يک به شكر؟ با توجه به آنچه در فراز سوم آمده، به نظر میرسد سلامتی سزاوارتر به شکر است. زیرا انسان در این حالتِ جذبه، هرکاری میکند که رضایت محبوب را به دست آورد. در فراز بعد به حالت دوم، یعنی بیماری میپردازد و عرضه میدارد:
فراز چهارم: «أَمْ وَقْتُ الْعِلَّةِ الَّتِي مَحَّصْتَنِي بِهَا وَ النِّعَمِ الَّتِي أَتْحَفْتَنِي بِهَا تَخْفِيفاً لِمَا ثَقُلَ بِهِ عَلَيَّ ظَهْرِي مِنَ الْخَطِيئَاتِ وَ تَطْهِيراً لِمَا انْغَمَسْتُ فِيهِ مِنَ السَّيِّئَاتِ وَ تَنْبِيهاً لِتَنَاوُلِ التَّوْبَةِ وَ تَذْكِيراً لِمَحْوِ الْحَوْبَةِ بِقَدِيمِ النِّعْمَةِ»
يا اكنون كه بيمارم و مرا به اين بيمارى آزمودهاى و اين دردها را چونان نعمتى بر من ارمغان داشتهاى، تا بار گناهانم را كه بر پشتم سنگينى مىكند سبك گردانى و از گناهانى كه در آن غرقه گشتهام پاكيزه سازى و مرا به توبه هشدار دهى و ياد كرد نعمت قديم را سبب زدودن گناهان كنى؟
در این فراز دو دستاورد برای بیماری بیان شده است:
1. «مَحَّصْتَنِي» به معنی پاک و خالص کردنی است که با ذوب کردن همراه باشد.
اگر انسان در سلامتی (تجلی جمال الهی) نتواند آفاتی که به برخی از آنها اشاره شد را بردارد، در حال بیماری (تجلی جلال الهی) نمیتواند ذوب شده، با این ذوب شدن، خالص گردد.
2. «أَتْحَفْتَنِي» به معنی هدیه دادنی است که از روی محبت باشد.
این دو، برای رسیدن به چهار هدف است:
1. «تَخْفِيفاً»؛ سبک کردن بار خطاهایی[1] که پشت انسان را سنگین میکند.
2. «تَطْهِيراً»؛ پاک کردن از سیئاتی[2] که انسان در آن فرورفته است.
3. «تَنْبِيهاً»؛ بیدارباش برای توبه.
4. «تَذْكِيراً»؛ یادآوری نعمت قدیم که همان وجود است، برای زدودن بدترین گناهان (الْحَوْبَةِ) که «انانیت» است.
این مراحل که طی شود انسان به جمال الهی میرسد اما این مرتبه از جمال با مرتبۀ قبل یکی نیست بلکه مرتبۀ لقای خداست.
علامۀ جعفری معتقد است در درون انسان در میان همۀ ناخالصیها و گناهان یک اصل خالص هست. مثل زغال که با وجود اینکه غلیظترین نماد سیاهی است ولی در درون خودش نور دارد و وقتی در معرض حرارت قرار میگیرد این نور آشکار میشود. این نورِ در درون انسان همان فطرت است:
«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»[3]
این فطرت و وجود همان نعمت قدیم است که یادآوری آن باعث زدودن انانیت است.
نظر رهبر شهید این است که این دعا نگاه انسان را به بلا عوض میکند. بیماری، عادی شدن را میشکند و مؤمن بیماری را نه مجازات، بلکه هدیۀ اختصاصی از حضرت حقتعالی میبیند.
بیماری (بهطورکلی جلال الهی) برای مجازات کردن انسان نیست که با عذرخواهی کردن بخواهیم آن را برطرف کنیم، بلکه از لوازم مسیر تربیت و راهی برای نزدیکتر شدن انسان به خداوند است. سلامتی و بیماری هردو ابزار رشد و مرکب کمال انسان هستند.
چطور میتوان از عادتها دوری کرد؟ هرچه معرفت انسان بیشتر شود، تکرار کمتر میشود. برای مثال دعایی که هر روز میخوانیم وقتی با معرفت همراه باشد، دیگر تکرار الفاظ دعا نیست بلکه هر بار عینیت جدیدی از دعا برایمان باز میشود و قلب با آن رشد میکند. اگر دعا فقط خواندن الفاظ باشد، ذهن از تکرار الفاظ خسته میشود ولی وقتی قلب با دعا همراه میشود نهتنها خسته نمیشود بلکه با آن حرکت و رشد میکند. نور معرفت چنان راه را برای انسان روشن میکند که حتی در پایینترین رتبۀ ظهور خدا که ناسوت است هم میتوان راه خروج از تزاحم و تخاصم را پیدا کرد.
اصل برای ما معرفت نفس است زیرا اگر انسان نفس خود را بشناسد، در میدان تنازع و تخاصم راه برایش روشن است. و در همین میدانها هم مسیر رشد برایش باز است:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ»[4]
اى اهل ايمان! مراقبِ [ايمان و ارزشهاى معنوىِ] خود باشيد؛ اگر شما هدايت يافتيد، گمراهى كسى كه گمراه شده به شما زيانى نمىرساند.
نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که جمال و جلال الهی برای کسی رشددهنده است که در مسیر سلوک حرکت میکند و به اتفاقات مختلف به چشم ابزارهای رشد نگاه کرده، سهم خود را از آنها برمیدارد.
جلال و جمال هر دو نعمت هستند، مانند دو پلهای که سالک برای بالا رفتن باید بر هردو قدم بگذارد. و این پلهها در رتبههای مختلف علیالاتصال و آنبهآن ادامه دارد. ربوبیت خدا در جمال و جلال تجلی میکند. و وظیفۀ سالک این است که قرارگرفتن در این میدانهای جمال و جلال را در جهت رشد و تربیت خود و از سوی خدا بداند.
ریشۀ تمام گناهان انانیت است. پیامبر اکرم(صلیاللَّهعلیهوآله) میفرماید:
«أَعْدَی عَدُوِّک نَفْسُک الَّتِی بَینَ جَنْبَیک»[5]
دشمنترین دشمنانت نفس توست كه در پهلویت قرار دارد.
و این نفس (نفس اماره) آنبهآن انسان را به فجور دعوت میکند. سالک اگر به این نکته توجه داشته باشد، بهجای اینکه به دعوت نفس حرکت کند، نفس را به سازندهاش میسپارد که خودش او را بهسمت تقوی میبرد.
همانطور که جلالها در تربیت فردی انسان سالک مؤثر است، در حرکت اجتماعی هم نقش رشددهنده دارد. مثل اینکه تحریمهای آمریکا برای جمهوری اسلامی ایران موجب رشد و پیشرفت شد. البته شرط لازم برای اینکه این فشارها و تحریمها مایۀ پیشرفت جامعه باشد نه تسلیم در مقابل ستمگران، حاکمیت ولایت فقیه بر جامعه و نگاه ولایی جامعه است. اگر نگاه ولایی باشد هم جمال و هم جلال برای فرد و جامعه، موجب سود است.
[1]. خطا، گناه از روی عمد و لجاجت نیست، بلکه بیادبیهایی است که در حال سلامتی و جمال الهی انسان از روی غفلت به آن دچار میشود. مانند آن خطایی که حضرت آدم در جنت اسماء به آن دچار شد.
[2]. فرورفتن در عالم ماده
[3]. سورۀ روم، آیۀ 30: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ»؛ پس [با توجه به بىپايه بودن شرك] حقگرايانه و بدون انحراف با همۀ وجودت بهسوى اين دين [توحيدى] روى آور، [پاىبند و استوار بر] سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است باش براى آفرينش خدا هيچگونه تغيير و تبديلى نيست؛ اين است دين درست و استوار؛ ولى بيشتر مردم معرفت و دانش [به اين حقيقت اصيل] ندارند
[4]. سورۀ مائده، آیۀ 105: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ اى اهل ايمان! مراقبِ [ايمان و ارزشهاى معنوىِ] خود باشيد؛ اگر شما هدايت يافتيد، گمراهى كسى كه گمراه شده به شما زيانى نمىرساند. بازگشت همۀ شما بهسوى خداست؛ پس شما را از آنچه انجام مىداديد، آگاه خواهد كرد.
[5]. بحار الانوار، ج 67، ص 64
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفر باشید و نظر خود را ثبت کنید.